أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

179

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بنو ناجيه خواستند تا از ايشان بستانند آن را بگريزانيدند و با بنى الحارث بن كعب « 1 » بردند ، و يعوق را كهلان برگرفتند و بنزديك ايشان بود تا از ايشان بميراث بهمدان رسيد ، و نسر بخثعم افتاد ، و سواع بذو الكلاع و از بتان « 2 » كه عرب را بود [ لات ] ثقيف را بود ، و [ عزى ] سليم را و غطفان را ، و منات قديد « 3 » را ، و اساف « 4 » و نائله « 5 » و هبل « 6 » اهل مكّه را ؛ اساف برابر حجر الاسود بود ، و نائله برابر ركن يمانى نهاده بود ، و هبل در ميان كعبه و هژده گز بالا بود ويرا ، ودّ بر صورت مردى بود ، و سواع بر صورت زنى ، و يغوث بر صورت شيرى ، و يعوق بر صورت اسبى ، و نسر بر صورت كركسى . آنگه گفت : [ وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً ] و بسيار كس را گمراه كردند اين رؤسا و اشراف يا اين بتان كه

--> ( 1 ) - در نسخ « بنى الحرث بن كعب » و اين رسم الخطّ قدماست در « الحارث » كه « الحرث » مىنوشتند و همچنين بجاى « القاسم » : « القسم » ؛ در منتهى الارب ضمن ذكر اسامى اشخاص مسمّى به « حارث » گفته : « و بلحارث بمعنى بنى الحارث بن كعب است و هذا من شواذّ التخفيف و كذلك يفعلون فى كلّ قبيلة تظهر فيها لام المعرفة مثل بلعنبر و غيره ، فامّا اذا لم يظهر اللام فلا يكون ذلك » طالب تفصيل بمفصّلات مراجعه كند . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « و از بتانى » . ( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « قديد كزبير نام مردى و واديى است و موضعى است و آبى است بحجاز » . ( 4 ) - در منتهى الارب گفته : « اساف بالفتح و الكسر نام بتى است كه آن را عمرو بن لحىّ بر صفا نهاد و نائله را كه بتى ديگر است بر مروه ؛ و بر نام اين هر دو بت رو به روى خانهء كعبه ذبح كردى ، يا اساف پسر عمر و نائله دختر سهل است كه از قبيلهء جرهم بودند كه در خانهء كعبه زنا كردند پس به سنگ مسخ شدند و جهت عبرت اساف را بر صفا و نائله را بر مروه نهادند ، و بعد مرور أيّام قريش هر دو را پرستش كردند » . ( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « اساف بالفتح و الكسر نام بتى است كه آن را عمرو بن لحىّ بر صفا نهاد و نائله را كه بتى ديگر است بر مروه ؛ و بر نام اين هر دو بت رو به روى خانهء كعبه ذبح كردى ، يا اساف پسر عمر و نائله دختر سهل است كه از قبيلهء جرهم بودند كه در خانهء كعبه زنا كردند پس به سنگ مسخ شدند و جهت عبرت اساف را بر صفا و نائله را بر مروه نهادند ، و بعد مرور أيّام قريش هر دو را پرستش كردند » . ( 6 ) - « هبل » ( بضمّ هاءهوّز و فتح باء يك نقطه در بالا و بلام در آخر ) نام بتى بوده است بسيار معروف ؛ در منتهى الارب گفته : « هبل كصرد نام بتى كه در مكّه بود » و خواجوى كرمانى در قصيدهء از قصائد خود كه در مدح امير المؤمنين على عليه السلام ساخته آن را در اين بيت به كار برده است : « قاضى دين رسول ، خازن گنج بتول * قامع كيش هبل ، ماحى نقش وثن » ( از مجالس المؤمنين نقل شد ) .